تو که وسط دعوا حلقه‌ات را پس می‌بری

حالا قبول که وسط دعوا خیرات پخش نمی‌کنند اما تو که وسط قهر و آشتیمان حلقهء تعهدت را پس می‌گیری، یادت باشد آخر دعوا  اشتباهی آن را به خانه نبری که اگر به قول تو اینها وسیلهء تعهدم باشند، من بمانم این دو روز نبودنت را چگونه سر کنم ...

البته امیدوارم توقع نداشته باشی مثلاً اینبار که آقای «ص» را دیدم به جای حلقه‌، گردنبندم را نشانش دهم ... اما می‌توانم این دو روز را مدام برایت آهنگ ساسی برگردان کنم که مثلاً تو هر لحظه برایم می‌خوانی «بمون با من نرو با اون پسره که رونیز داره » ... تازه خاصیتش این است دیگر عقده‌ای نمی‌شوم برای همه آن بارهایی که دلم می‌خواسته بگویی بمان اما تو دریغت آمد و مردانگی‌ات را به رخم کشیدی که مثلاً اگر هم رفتم لیاقتم همان بوده و اصلاً به هیچ‌جایت هم نیست (این را گفتم محض شنیدن خنده‌ات و یا شاید محض آن عصبانیت‌هایت که نمی‌دانی چقدر دلبری می‌کنی وقت گره کردن ابروهایت)

/ 18 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سبکبالان

An hundred years should go to praise Thine Eyes, and on the Forehead Gaze یكصد سال به ستایش چشمانت می گذشت Two hundred to adore each hair: دویست سال در وصف هر تار مویت، But thirty thousand to the rest, اما سی هزار سال صرف عضوهای دیگرت می شد، An Age at least to every part دستكم یك عمر برای پیكرت، nd the last Age should show your Heart. و تازه در پایان عمر به دلت راه می یافتم. For, Lady, you deserve this State; آری نگارم، تو سزاوار این منزلتی Nor would I love at lower rate. و عشق من نیز كم از این نیست. **** But at may back I alwaies hear لیك پیوسته از پشت سر می شنوم Times winged Charriot hurrying near: ارابه ی بالدار زمان به تاخت نزدیك می شود Deserts of vast Eternity And yonder all before us lye و بیابان های پهناور ابدیت در آنجا فراروی ما گسترده است. Thy Beauty shall no more be found, دیگر نه از زیبایی ات نشانی بر جای می ماند Nor, in the marble Vault, shall sound و نه در گنبد مرمرینت ترانه ی من پژواك می كند. My echoing son

سبکبالان

My echoing song:the Worms shall try That long preserv`d virginity: آنگاه به آن دوشیزگی دیرمانت كرم ها روی می آورند And your quaint Honour turn to dust; And into ashes all my Lust پاكدامنی شگفتت در خاك و آتش عشق من نیز خاكستر می شود: The Grave`s a fine and private place, آری، قبر خلوتی دنج و نیكوست But none I think do there embrace. اما گمان نمی كنم جایی برای با هم بودن باشد. **** Now therefore, while the youthful hew پس هم اكنون تا آب و رنگ جوانی Sits on thy skin like morning dew, بر پوستت نشسته چون شبنم سحرگاهی، And while thy wiling soul transpires و تا شراره های جان مشتاقت At every pore with instant Fires, برون می تراود از هر منفذ پوست، Now let us sport us while we may; بیا تا مجال آن داریم به گشت و گذار عشق رویم And now, like am`rous birds of prey, و بی درنگ همچو شهبازهای دلباخته Rather at once our Time devour زمان خویش را یكباره در كام كشیم Than languish in his slow-chapter pow`r. به جای آن كه آهسته آهسته

نازی

سلام بدو زود باش از اولین عشقت بگو . بدو بیا.

...

ميبيني؟ اخرش هم الكي ميگه شرمنده نفس يادم رفت يه كتك درست و حسابي داره از طرف من

...

[چشمک]

نیاز

حلقه حلقه عاشقان و بي‌دلان بر اميد بوي دلدار آمدند عارفان از خويش بي‌خويش آمدند زاهدان در کار هشيار آمدند ساقيا تو جمله را يک رنگ کن باده ده گر يار و اغيار آمدند

بی مقدمه

love never dies فقط همین

راه های کسب درآمد از اینترنت

سلام دوست عزیز وبلاگ زیبا و مفید داری لینک وبلاگ شما را با نام ققنوس" دل نوشته های یک مسافر" در پیوندهای وبلاگ خود قرار دادم خوشحال می شم شما هم مارا لینک کنید. با سپاس فراوان از شما

ایرج

عجب ؟