من و کنسرت

دیشب به عنوان کادوی ولنتاین با دلبندم رفته بودیم کنسرت علی لهراسبی، از همۀ ذوق من برای حضور یکباره در کنسرت که بگذریم یکسری مشاهدات و تجربیات از اولین حضور اینجانبان (بنده و هیات همراه) در یک اجرای زنده موسیقی را به سمع و حضورتان می‌رسانیم باشد که مورد استفاده شما هم قرار گیرد:

1- من رفتم کنسرت و فهمیدم اِِ اِ اِ علی لهراسبی همانی هست که آهنگ فیلم بی مزۀ دلنوازان را می‌خواند.

2- من رفتم کنسرت و فهمیدم که ما آدم‌های جو گیر از لحظه تهیه بلیط تا ساعت‌ها بعد از تمام شدن کنسرت می‌توانیم با هر آهنگی تکنو بزنیم.

3- من رفتم کنسرت و فهمیدم وقتی همه فریاد می‌زنند علی دوست داریم من می‌توانم به بزرگی دماغ علی فکر کنم.

4- من رفتم کنسرت و فهمیدم وقتی همه برای علی لهراسبی سوت و کف می‌زنند من و هیات همراه به او می‌گوییم علی ِ لُهر ِ اَسبی ... .

5- من رفتم کنسرت و فهمیدم آدم‌های زیادی به کنسرت می‌آیند که ببینند چه کسانی در ردیف جلو نشسته‌اند.

6- من رفتم کنسرت و فهمیدم مدت زمان دسشویی رفتن بهنوش بختیاری ( از همان ردیف جلویی‌ها) خیلی بیشتر از باقی مردم است.

7- من رفتم کنسرت و فهمیدم زن محمد سلوکی برعکس خود خوشگلش، خیلی ایکبیری است ... (البته این یکی را خودم ندیدم یک خانومی توی دستشویی می گفت).

8- من رفتم کنسرت و در راه رفتن فهمیدم قبل از آمدن به کنسرت حتماً باید آرایشگاهی چیزی برای میکاپ و ایضاً تا سر حد امکان شنیون مو به مدل خربزه‌ای رفته باشی.

9- من رفتم کنسرت و فهمیدم چه آدم های الاقی پیدا می‌شوند که می‌روند آرایشگاه برای میکاپ و شنیون خربزه‌ای و این حرفها ... چون در تمام مدت چراغ‌ها خاموش بود.

10- من رفتم کنسرت و فهمیدم تکنوازی‌های کنسرت از همه آهنگ‌های جمعی‌اش بهتر است.

11- من رفتم کنسرت و فهمیدم آدمیزاد وقتی می‌خواهد برود کنسرت باید قبلش چند تایی آهنگ خواننده مورد نظر را حفظ کند تا وقتی بقیه خواننده را همراهی می‌کنند مثل خر فقط عربده نزند.

12-من رفتم کنسرت و فهمیدم شوهر آدم باید یه چیزی برای معروف شدن داشته باشد، مثلا خواننده‌ای، نوازنده‌ای، شاعری و چیزی باشد که بتواند برود روی سن و شاهکارش را تقدیم کند به کسی که دوست دارد و من به دلبندم یکسال وقت دادم که به سرعت ترقی کند و یک چیزی خلق کند که به همه بگوید این را تقدیم می کنم به همسر مهربانم نسیم.

13- خلاصه اینکه من رفتم کنسرت و فهمیدم فی النفسه کنسرت چیز خوبیست و دوست داشتمش.


/ 8 نظر / 10 بازدید
بی مقدمه

امان از دست تو[خنده] حالا من جو گیرو بگو که از بس جیغ کشیدم حنجره ام به شدت درد می کنه و نمی تونم حرف بزنم [شوخی]ولی عوضش حس می کنم خالی خالی ام و اینو خیلی دوست دارم[لبخند] پس نتیجه می گیریم که کنسرت خیلی خیلی خوب است و تا چند روز بعدش حسابی سر کیفی[هورا]بخصوص اگه هیات همراه خوبی داشته باشی[قلب]

هادی

سلام و ما نیز از این به بعد کنسرت نمیرویم تا این تجربیات برایمان تکرار شود ! [گل]

م . ب

زندگی قصه مرد یخ فروشیست که از او پرسیدن فروختی؟ گفت: نخریدند تمام شد...

غوغا

حیف شد وقتی تهران بودم روی بیل بوردها تبلیغشو دیدم و دوس داشتم که برمکنسرتش اما خوب نبودم دیگه خودمونیم همین جیغ کشیدنا سوای اون میک اژ ها و .......خیلی حالمیده ادم حسابی خالی میشه فرقی نمیکنه هم که کنسرت کدوم الاغی بقول تو باشه حتی ممکنه تو یه مجلس نوحه خونی باشی مهم اینه که خالی میشی اینهم خیلی طبیعی است که جمعین با هم همراه میشن وناخوداگاه قاطی جمعیت میشی بگذریم از این حرفا ولنتاین خوبی داشتی پس فقط شایدیه سال وقت کمی باشه برای دلبندت .یه تجدید نظر بکنی بد نیست

ایرج

چقدر زیبا بود که کاش میشد ذهن کنجکاوانه خانم ها رو خواند

ایرج

میشه ذهن خیلی از خانم ها رو خوند ولی ذهن نسیم رو نمیشه خوند مدت هاست که توش موندم .

علی

الاغ رو با غین می نویسن! نه با قاف!

جوجو

سلام نسیم جونم خیلی خری خیلی خندیدم و حال کردم با نوشته ت در مورد کنسرت :))) خیلی خیلی سبک نوشتنتو میپسندم