ققنوس" دل نوشته های یک مسافر"

تو دختر

امروز (چهارشنبه ٨٨/٢/٢٣) را می‌نویسم برای ثبت در تاریخ که از صبح با مدیرعامل شرکت پول‌پرست‌ها بودم که چه زیاد وقت بود تا بگویم که دوستش دارم و او همه‌اش به شیرین زبانی‌هایم بخندد و آخر هم بگوید که همه آدم می‌شوند الا تو دختر ...

ومن چه حضی می‌کنم وقتی مرا اینطوری خطاب می‌کند "دختر" ؛ آنقدر که حتی به آقای از خودراضی و آقای جنتلمن هم بگویم دوستشان دارم و تا شب بلند بلند برای همه تعریف کنم که امروز چه همه خوش بودم با مدیرعامل این شرکت ِ پول‌پرست...

...


پيام هاي ديگران()        link        ۳:٠۱ ‎ب.ظ - چهارشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ - نسیم