ققنوس" دل نوشته های یک مسافر"

مرض ِ گذشتن از دَر

و من یک مدلی شده‌ام اینروزها، که وقتی از دَری عبور می‌کنم تا داخل یک جایی شوم به طرز کاملا غیر ارادی ساعت و انگشتر‌هایم را از دستم در می‌آورم و وقتی هم از دری رد بشوم که بخواهم از جایی خارج شوم حتما باید ساعت و انگشتر هایم به دستم باشد که اگر غیر این باشد مدام کلافه‌ام  و دلم از خودش بازی در می‌آورد.

من نمی‌دانم این دیگر چه مرضی‌ست اما می‌دانم هرچه باشد ربط مستقیمی به این رد شدن از دَر دارد که مصداقش می‌تواند عبور از در  ِخانه باشد تا در ِ محل کار یا حتی در ِ توالت عمومی بین‌راه ...

...


پيام هاي ديگران()        link        ٤:۱۱ ‎ب.ظ - یکشنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸۸ - نسیم