ققنوس" دل نوشته های یک مسافر"

من همان گاوم که دلش می سوزد

دلم می‏سوزد برای تنهایی گاوی که صبور و خسته، سنگ ِآسیابی را می‏کشد که از توانش بزرگتر است و به عشق دیدن شادی‏های کودکان کنار  تنور ِنان ِمادرشان، درد ِتازیانۀ مرد را به جان می‏خرد...

و حالا من همان گاو ِ صبور و خسته و تنهام که دلش می‏سوزد.

*******

پینوشت: ربط این پست با سال گاو فقط در گاو داشتن ِ‌هردویشان است، مثلاً‌  فکر  نکنید اگر سال خرس بود می‏نوشتم من دلم برای تنهایی خرسی می‏سوزد که ...،  فقط شاید می‏گفتم دلم برای تنهایی گاوی می‏سوزد که خرسی گلویش را گرفته و می‏فشارد اما به هرحال من همان گاوم که دلش می‏سوزد.

...


پيام هاي ديگران()        link        ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ - یکشنبه ٩ فروردین ۱۳۸۸ - نسیم