ققنوس" دل نوشته های یک مسافر"

برو به جهنم

یک وقت هایی هست که می خندی و کسی نمی داند که چقدر دلت گرفته و فقط شاید یکی باشد که بداند چقدر خنده هایت بی خودی است...بعد یک هو همان یکنفر که سرش شلوغ است و تو برایش می خندی تا دلش از گریه ات نگیرد می گوید بهتر است بروی به جهنم و تو دلت می خواهد واقعا یک جورهایی بشود که بروی به جهنم و بعدش خلاص شوی از اینهمه خنده های الکی و رنج های واقعی ...

...


پيام هاي ديگران()        link        ٥:۳۳ ‎ب.ظ - دوشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸٧ - نسیم