ققنوس" دل نوشته های یک مسافر"

حال بی حالیه امروز

 

حالم امروز مثل این می ماند که یکروز ِ بی توقع ، اسم خودت را در گوشه صفحۀ یکی ببینی که هیچوقت توقع دیدنش را آنجا نداشته ای و هی توی دلت قنج برود که آنجاهستی بعد یکروز بی توقع ِ دیگری بیاید که بروی همانجا و اسم خودت را نبینی و هی دلت بگیرد که چه بی قاعده بودی و چه بی قاعده رفتی و هی فکر کنی کاش قانون حذف و اضافه را از همه جا بردارند، حتی از انتخاب واحد این دانشگاه های لعنتی که مبادا دل واحدی بشکند و ما صدای شکستنش را نشنیده باشیم...


شاید هم حالم امروز مثل این باشد که یکی به من بگوید از مراسمی که همه بدانند خوشش نمی آید و بعد من مدام فکر کرده باشم که چقدر مراسم های همه گیر را دوست دارم که مثلا عید بشود و همه بدانند عید شده و تبریک بگویند ، یا حتی عاشورا باشد و همه بیخودی بریزند توی خیابان و بعدش هی فکر کنیم ما هم ذره ای هستیم از این دنیایی که به هیچ جایش شبیه نیستیم و تنها شباهتمان در متفاوت بودن اثر انگشتانمان است ...


نمی دانم ... هرچه هست حال عجیبیست این حال

...


پيام هاي ديگران()        link        ٢:٠۸ ‎ب.ظ - شنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸٧ - نسیم