ققنوس" دل نوشته های یک مسافر"

گزارش کنسرت حمید حامی و نیما مسیحا

گزارش کنسرت:

دیشب به عنوان هدیه ولنتاین رفته بودیم کنسرت حمید حامی و نیما مسیحا ... کنسرت خوبی بود گرچه ترجیح می‏دادم موسیقی قوی‏تری داشته باشد اما به نظر می­رسید هردوتایشان فقط می­خواستند شش دانگی صدایشان را به رخ هم بکشند .. کلاً از اینهمه عربده کشیدن هایشان خیلی خوشم نیامد.

اینبار دیر رسیده بودیم برای همین فرصت نداشتیم برویم دستشویی و بفهیم ردیف اولی­ها چه کسانی هستند اما کنسرت به نیمه نرسیده خیالمان راحت شد که چیزی را از دست نداده­ایم چون از اول تا آخر هردو خواننده محترم دنبال دوستانشان توی جمعیت می­گشتند ... کنسرت با اجرای حمید حامی شروع شد سلام ضعیفی کرد و بلافاصله گفت آهنگ شاد نخواهد داشت و شروع کرد به خواندن ... به نظر می­رسید با مردم دعوا دارد ... شروع ضعیفی بود به هر حال.

از آهنگ دوم به بعد سعی کرد مردمی­تر باشد به سبک ابی رفت وسط جمعیت و بخشی از اهنگ هایش را آنجا خواند که آنهایی که آن عقب نشسته­اند هم حالی کرده باشند... بعد شروع کرد دنبال مادرش گشتن و تا آخر کنسرت هم مدام مادرش را صدا می­کرد اما نفهمیدیم چرا مادرش از جایش بلند نمی­شد تا این بنده خدا وسط هر آهنگ نگوید نمی­دانم مادرم کجا نشسته...

بعد از حمید حامی نوبت نیما مسیحا بود که بیاید روی سن ... به قول دختری که دم آسانسور داشت افاضه فضل می‏فرمود طرفدارهای حامی بیشتر بودند و با رفتنش سالن کمی ساکت شد...

شروع مسیحا طوفانی بود ... سبک جدیدی را انتخاب کرده بود و تریپ ریکی مارتینی زده بود ... این یکی هم تیک داشت که بعد هر آهنگی بگوید این آهنگی که خواندم مال آلبوم بهمانم بود که که از فلان می­آید به بازار ...

آهنگ بعدی­اش را برای زنش خواند و همین هم باعث شد دیگر هیچ دختری برایش دست نزند ... خوب وجداناً اگر خودتان بودید اهنگ­های پسری که مدام دنبال مادرش می­گردد بیشتر به دلتان می­نشیند یا مردی که همان اول می‏گوید زن دارم و زنم را هم دوست دارم؟؟

خلاصه که حسن ختام برنامه هم یک آهنگ دو صدایی خواندند و باز هم بی­مقدمه گفتند خداحافظ ... خداحافظی­شان مدل آن موقع هایی بود  که از دوستانت وقتی داری دنبال اتوبوس می­دوی و امیدواری لای در نمانی خداحافظی می‏کنی حتی شاش داشتن را هم می شود به آن پوزیشن اضافه کرد آنقدر یخ بود و با عجله...

 

پینوشت: از کل مراسم نورپردازی اش را دوست داشتم و خاطرۀ آیه که سال گذشته بود و امسال خاطرۀ حضورش ماند...

...


پيام هاي ديگران()        link        ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ - شنبه ٧ اسفند ۱۳۸٩ - نسیم