ققنوس" دل نوشته های یک مسافر"

همین

١

من گُه خوردم ... خلاص

2

آقای ِ رئیس پدر شده است اما همچنان لبخند نمی زند

3

تا آخر ِ هفته از این شرکت می آیم بیرون ... شرکت خوردنی ها منتظرم است

4

آقای قد بلند و مهربان حالا برادرم شده است و مثل یک برادر هوایم را دارد

...


پيام هاي ديگران()        link        ٥:٤۱ ‎ب.ظ - یکشنبه ٢٦ دی ۱۳۸٩ - نسیم