ققنوس" دل نوشته های یک مسافر"

رابطه کار و زایش

با ندا رفتیم دستشویی و مشغول فرآیند کف و حباب بازی بودیم... می‏گم دارم دنبال کاریابی خوب می‏گردم که درخواست کار بدم

یهوو در میاد خیلی جدی میگه: اَه، بس کن این مسخره بازی‏‏هارو ... برو بِزا و بشین سر زندگیت

خواستم بگم یه همچین رفیقی دارم من ... مرده اون حرارت کلامشم موقع گفتن بِزا

 

...


پيام هاي ديگران()        link        ۱:٥۳ ‎ب.ظ - دوشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸٩ - نسیم