ققنوس" دل نوشته های یک مسافر"

8/8

8/8 هرسال که می­رسد دوباره دلم پر می کشد برای آن روز خوب عاشقی که همه صبحانه ­شان را برداشته بودند و آمده بودند محضر تا 8 صبح روز میلاد هشتمین امام، عاشقیمان را جشن بگیرند.

یا 8/8 سال بعدش که با یک کاروان ادم در مسجد کوفه بیعتمان را محکم کردیم با عاشقی هایمان و چه همه ارزوهای خیر شنیدیم برای عاقبتمان که من همیشه فکر می کنم چقدر روزهایم زیباتر شد و عاشقیمان محکمتر از همان روز که علی را شاهدش کردیم

و امسال گفتند که عاشقی علی و فاطمه هم با عاشقی ما مصادف شد و من فکر می کنم چقدر خوب می شود وقتی من و تو پشت به پشت هم، دوشادوش می ایستیم و باج به دنیا نخواهیم داد حتی اگر سیلی زمانه گوشمان بزند، که من همیشه به تو ایمان خواهم داشت و می­دانم این جنگ که تمام شود تو درهای خیبر را بر دوش خواهی کشید و هیچ خندقی تاب پهلوانی­ ات را نخواهد آورد.

گاهی اندکی صبر باید مهربان من...

...


پيام هاي ديگران()        link        ۸:٠٠ ‎ق.ظ - یکشنبه ۸ آبان ۱۳٩٠ - نسیم